سلام بروبچس خوفین ؟امروز از مدرسه اومدم خیلی خوش گذشت جاتون خالی در حد.... سوتی دادیم و خواهران معلمو فرستادیم بیمارستان(اغراق)مثلا من ومهرناز دیدیم از سوم ریاضی ها خبری نیست در کلاسشونو باز کردیم و دیدیم به به چه دخترای خوفی ساکت نشستن و امتحان میدن ومعلمو ندیدیم وهر چی تونستیم پشتش گفتیم بعد به این حالت نگاهمون میکرد که جیغ بنفش کشید و مام رفتیم رو ویبره کلاس به هم ریخت ای تقلب کردن بعدا ازمون تشکر کردن(وظیفشون بوود)کلا امروز سراسر سوتی می دادیم و مدرسه رو بهم ریختیم ۲زنگ خدمت مدیر بودیم اهان بند کتونی بچه هایی که نماز رفته بودن گره کور زدیم !تازه سر زنگ شیمی خیار پوست کندم بعد می خواستم به پشتی هام بدم که دیدم ای جاان معلمم پشتم وایسادهاه خودمو کشته بودم ۱۰ ساعت واسه امتحانش خونده بودم ۱۹/۷۵ شده بودم ۲نمره ازم کم کرداا خوب۳ ساعت کامل درس میداد (جنگه مگه؟)بی خیالم نمیشد!اینجوری!پس اگه من عقده ای شدم و کنکور قبول نشدم نگید چرا ها!!!