شیطونی امروز
سلام بروبچس خوفین ؟امروز از مدرسه اومدم خیلی خوش گذشت جاتون خالی در حد.... سوتی دادیم و خواهران معلمو فرستادیم بیمارستان(اغراق)مثلا من ومهرناز دیدیم از سوم ریاضی ها خبری نیست در کلاسشونو باز کردیم و دیدیم به به چه دخترای خوفی ساکت نشستن و امتحان میدن ومعلمو ندیدیم وهر چی تونستیم پشتش گفتیم بعد به این حالت نگاهمون میکرد که جیغ بنفش کشید و مام رفتیم رو ویبره کلاس به هم ریخت ای تقلب کردن بعدا ازمون تشکر کردن(وظیفشون بوود)
کلا امروز سراسر سوتی می دادیم و مدرسه رو بهم ریختیم ۲زنگ خدمت مدیر بودیم اهان بند کتونی بچه هایی که نماز رفته بودن گره کور زدیم !
تازه سر زنگ شیمی خیار پوست کندم بعد می خواستم به پشتی هام بدم که دیدم ای جاان معلمم پشتم وایساده
اه خودمو کشته بودم ۱۰ ساعت واسه امتحانش خونده بودم ۱۹/۷۵ شده بودم ۲نمره ازم کم کرد


اا خوب۳ ساعت کامل درس میداد (جنگه مگه؟)بی خیالم نمیشد!اینجوری!پس اگه من عقده ای شدم و کنکور قبول نشدم نگید چرا ها!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۸۹ ساعت 23:53 توسط angel
|
سلام بچه ها خوبید؟اینجا دردو دلای منه حرفامه و مطالبه قشنگ اما در باره عشق من دلم برایه نگرانم تنگیده امیدوارم پیداش کنم دعام کنید ممنون که سر زدید با نظراتون همراهی وکمکم کنید خوشحال میشم اگه خواستید منو با اسم نگران بلینکید و بعد بگید منم شما رو بلینکم فقط دوستای خوبم عشق مقدسه کثیفش نکنید ممنون از حضور گرمتون تو وبلاگه نا قابلم.........