دیدی یه هو دلت واسه یه نفر تنگ میشه ....

دیدی یه وقتایی دلت فقط سکوت میخواد سکوتی که توش هیچ کس نباشه حتی خود سکوت..

دیدی گاهی چشاتو میبندی تا برق چشات لوت نده

دیدی گاهی دوست داری یه گوشه فقط دپ بشینی و به یه نقطه خیره شی

دیدی گاهی با اخمش دل تنگ میشی و بغض میکنی و ثانیه شماری میکنی تا تموم شه

دیدی یه هو تو خیابون تا بوی عطر عشقتو میشنوی برمیگردی نگاه میکنی تا مطمئن شی که عشقت نبوده

و دیدی خیلی وقتا میخوای عاشق نباشی ولی تو اوج احساسی....

و این سخت ترین قصه انسانه....همش فیلم بازی کردن!

خدایا نمیدونم چه تقدیری امسال برام نوشتی وفتی که دم اذان بود گوشی که زنگ خورد برداشتم و حمله زخم زبونای فامیل به هم هجوم اورد و با بغضم و اشک گوشه چشمم ارزو کردم که حداقل به خاطر دل شکسته ام نگام کنی و یه جای خوب قبول شم چه حسی بهت دست داد....

نمیدونم حالا که حالو روزمو  بهتر از همه میفهمی و میبینی که چقدر بهت محتاجم چه تقدیری رقم زدی فقط میدونم که همه ی همه ی امید و تکیه ام حالا که اخراشه و نفسای اخره  به تو مهربونم

باران تو تنها نذار