بچه ها به قول معلم فیزیکمون بشه ها خودم شعر گفتم از دلم نیومد ننویسم حالا زیادم عالی نیست اما دردو دله دیگه....

دوست دارم واژه ی مبهمی شده ......توی دنیایی که دل ها ابرنگی شده

نمیدونم حالا که تو زندگی تو نیستم.....شریک شبهای تو غمهای تو من نیستم.

حالا که قلبم از دوریه تو خونه .............دل نرگسمم دیونه میخونه

چشام اشکی نداره خوب ببین........همش قرمزیه سویی نداره خوب ببین

میدونم هنوز منتظرمی .........ماه من غمگین و دل شکسته ای

هنوز دلتنگه اشکاتم ........چهره ی معصوم و قلب پاکتم

اگه زمونه دور کرده مارو .........دوتا دستای گرم و خسته رو

اگه به یادمی به یادت میخونم.......عشق من بی تو نمی تونم

اگه دوری وغباره چشماتم من ...........اگه دلتنگتم وماه شباهتم من

اگه به دوری من راضی شدی.............گل من میدونم ازرده شدی

اگه رنجورم و طاقت ندارم ........مجبورم تیک تیک ساعت بذارم

همیشه تو رویاهام جون میگیری..........لاله ی قلبم و اروم میچینی

اگه مثل تو موندم تو دو راهی.......ولی میدونم که دوباره تو راهی

پس داد میزنم و میگم.......

غریب من عقرب به من تقریب است........قامتت در شب قدر تقدیر من تقریب است

میدونم که برمیگردی....مثل غصه ها .....کاش یه روز رمان زندگیمو چاپ کنم....مثل باران....اما ما با همه فرق میکردیم حتی لیلی مجنون یادته....

پس اشکاموپاک میکنم میدونم دور نیستی....تو روحمی .......

دوست دارم....منتظرتم تا حتی بعد مرگم عشقم من...همه ی زندگی من برگرد که تنهایی مون بیداد کرده مگه نه؟نذار دوباره چشام بارونی شه.....تو که میگفتی طاقت نداری.....دلم بره اشکات تنگه.....چهره ی مهربون ومعصومانت.....

امروز بدون مقدمه زدم زیر گریه سر کلاس .....مشاورمون به زور خواست بدونه چی شده....چی میگفتم؟؟؟بغلم کرد تو بغلش گریه کردم.....گفت سارا میخواستم نمونه اعلامت کنم اما چند روزه داری گند میزنی..میدونم...اما..خدایا یعنی اینا نمیفهمن...مگه جوون نبودن؟؟؟؟اما من جز تو هیچکس و نمیخوام...نمیخواستم بدونه خر خونه مدرسه دیگه نمیتونه درس بخونه.....داره دیونه میشه و کنکورش....خدا این سال اخری بدادم برسه ...هر چی طفره رفتم نشد...گفتم فیزیک بد دادم ....اره اخه سر امتحان یه لحظه از جلو چشام کنار نرفتی........چه زندگیه سختی!!!

اخه تو سرویس اون اهنگی و که دوست داشتیم گذاشته بود تا الان دارم دیوونه میشم عشقم...چه طوری داد یزدم بگم خاموشش کن این اهنگ مقدس عشقمه؟...میخواستم فراموش کنم مگه میشه؟؟تا کی بی تابی و گریه؟؟

خیلی وقت بود اهنگ گوش نکرده بودم تا خوراک عشقم(به قول شکسپیر)کم کنم...

اما.....خدایا نمیخوای بغلم کنی؟؟!!مشاورمون میگفت خدا رو گم کردی؟خدای گلم عزیزم راست میگه نگو؟من نگرانمو میخوام چون روح دوممه....چون فقط با اونه که میتونم به تو برسم اوفففففففففف یادش بخیر اون موقع ها که واست ناز میخوندیم...خدای مهربونم ....ذهنمو پاک کن ...میدونم بهش میرسم چون عشقم پاک بود...پس تا اون موقع فراموشم کن...مگه تو نمیگی انسان فراموشکاره؟؟چرا همیشه باید چیزای خوب فراموش شه؟؟ممنون از مدرسه و دوستای خوبی که تو این مدرسه واسم گذاشتی ...حالا که به ارامش رسیدم میخوام دوباره شروع کنم...کمکم میکنی؟هنوز دوسم داری عشقم؟بهت  امید دارم منتظرتم گلم.....